الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

54

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

بنابراين : اگر ما باشيم و علم اجمالى ، بايد بگوئيم : در حكم شك بدوى بوده و قابل اعتنا نمىباشد ، و الّا ( اگر مؤثر باشد ) ، مستلزم تكليف به مجمل است . * دليل جناب قمى چيست ؟ اينست كه : 1 - اگر علم اجمالى مؤثر باشد ، مستلزم تكليف به مجمل است ، يعنى ما به چيزى امر بشويم كه بين احد الامرين او الامور مردّد است . 2 - تكليف به مجمل مستلزم تأخير بيان از وقت حاجت است . 3 - تأخير بيان از وقت حاجت قبيح است . 4 - كار قبح از جانب اللّه تعالى قبح است . پس : تأخير البيان عن وقت الحاجة على اللّه محال پس : صرف اينكه شما اجمالا مىدانى كه يا ظهر واجب است يا جمعه ، بيان نيست . حال : در ما نحن فيه بيان وجود ندارد . وقتى بيان وجود نداشت ، تكليف هم وجود ندارد . تا ما مكلّف به احتياط باشيم . * در تبيين مطلب بفرمائيد نسبت زمانى بيان با ذو البيان به چند صورت است ؟ 1 - گاهى بيان از نظر زمانى قبل از ذو البيان است ، مثل : بسيارى از عمومات و مطلقات قرآنى . فى المثل : پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله ، در ياد دادن احكام و آداب نماز فرموده بود : « صلّوا كما رأيتمونى اصلّى » . بعدها قرآن فرمود : أَقِيمُوا الصَّلاةَ . * اين أَقِيمُوا الصَّلاةَ * : اشاره دارد به همان نماز معهود . يعنى نمازى كه آداب و احكام آن را قبلا از پيامبر آموخته بودند . و اكنون بدان مكلّف گرديدند . 2 - گاهى بيان همراه ذو البيان است ، مثل : بسيارى از عمومات و مطلقات كه از جهاتى مبتلا به تخصيص و تقييد شده‌اند ، و مخصّص آنها متّصل به عام است . 3 - گاهى بيان متأخّر و پس از ذو البيان است ، يعنى : بيان پس از زمان عمل است . فى المثل : 1 - روز شنبه به فرزند خود گفته‌اى : « اكرم العلماء فى يوم الخميس » 2 - روز سه‌شنبه به او فرموده‌اى : « لا تكرم الفسّاق من العلماء »